انديشه مطهر
زن بدحجابی که به برکت یک دعا محجبه شد

مصطفی لعل شاطری: یکی از افرادی که درطی دوران زندگی خود به ذکر حوادث گوناگون پرداخته است، بی شک شهید مرتضی مطهری می باشد؛ این استاد فرهیخته علاوه بر حوادث متنوع گه گاهی نیز به ذکر خاطراتی از دوران زندگی خود همراه با همسرش پرداخته است.

یک نمونه از این ذکر خاطرات که مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی که از عرفای بزرگ عصر حاضر بوده، و از قول استاد مطهری نقل نموده، بدین صورت است که وی می گوید:
روزی در مشهد مقدس در منزل سید محمدحسین طهرانی این خاطره (که البته صبوری آن را در کتاب خود گنجانده است) که به کرامت می ماند را برای من اینگونه استاد مطهری نقل فرمودند:
این ماجرا مربوط می شود به زمان طاغوت، آن وقت ها عده ی قابل توجهی از بانوان تهرانی، بی حجاب بودند. همسر من هم که شخصی مذهبی و دلسوز دین بود یک مجلس روضه خوانی هفته ای برای خانم های محل، توی منزلمان راه انداخته بود. همین مجالس روضه خوانی هفتگی، ماهانه و امثال این ها بودند که درآن فضای تاریک زمان طاغوت، شعله ی چراغ دین را روشن نگاه می داشتند. در همسایگیِ ما خانواده ی بی حجابی زندگی می کردند. از قضا خانم هم به همراه دختران بی حجابش در این مجلس روضه خوانی شرکت می کردند، آن هم با یک چادر نازک بدن نمای سفید رنگ، همان چادر را هم به احترام روضه ی امام حسین (ع) و فقط در همین مجلس می پوشیدند!وچند بار همسرم با من در میان گذاشت که:

ـ حاج آقا مطهری! می دانی که همه ی خانم های شرکت کننده در این مجلس روضه خوانی محجبه اند و با لباس و چادر مشکی و موقّر توی این جلسه ی محترم، شرکت می کنن، حضور این خانم های همسایه ی بدحجاب، با این سر و وضع و با این چادرهای سفید بدن نما، به مجلس ما لطمه می زند، اگه صلاح بدنید من بِهِ آنها تذکّری بِدَهم که لااقل در این مجلس، با چادر مشکی حضور پیدا کنند؟


مصطفی لعل شاطری: یکی از افرادی که درطی دوران زندگی خود به ذکر حوادث گوناگون پرداخته است، بی شک شهید مرتضی مطهری می باشد؛ این استاد فرهیخته علاوه بر حوادث متنوع گه گاهی نیز به ذکر خاطراتی از دوران زندگی خود همراه با همسرش پرداخته است.

یک نمونه از این ذکر خاطرات که مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی که از عرفای بزرگ عصر حاضر بوده، و از قول استاد مطهری نقل نموده، بدین صورت است که وی می گوید:
روزی در مشهد مقدس در منزل سید محمدحسین طهرانی این خاطره (که البته صبوری آن را در کتاب خود گنجانده است) که به کرامت می ماند را برای من اینگونه استاد مطهری نقل فرمودند:
این ماجرا مربوط می شود به زمان طاغوت، آن وقت ها عده ی قابل توجهی از بانوان تهرانی، بی حجاب بودند. همسر من هم که شخصی مذهبی و دلسوز دین بود یک مجلس روضه خوانی هفته ای برای خانم های محل، توی منزلمان راه انداخته بود. همین مجالس روضه خوانی هفتگی، ماهانه و امثال این ها بودند که درآن فضای تاریک زمان طاغوت، شعله ی چراغ دین را روشن نگاه می داشتند. در همسایگیِ ما خانواده ی بی حجابی زندگی می کردند. از قضا خانم هم به همراه دختران بی حجابش در این مجلس روضه خوانی شرکت می کردند، آن هم با یک چادر نازک بدن نمای سفید رنگ، همان چادر را هم به احترام روضه ی امام حسین (ع) و فقط در همین مجلس می پوشیدند!وچند بار همسرم با من در میان گذاشت که:

ـ حاج آقا مطهری! می دانی که همه ی خانم های شرکت کننده در این مجلس روضه خوانی محجبه اند و با لباس و چادر مشکی و موقّر توی این جلسه ی محترم، شرکت می کنن، حضور این خانم های همسایه ی بدحجاب، با این سر و وضع و با این چادرهای سفید بدن نما، به مجلس ما لطمه می زند، اگه صلاح بدنید من بِهِ آنها تذکّری بِدَهم که لااقل در این مجلس، با چادر مشکی حضور پیدا کنند؟
جواب من هم این بود که:

ـ این مجلس روضه، صاحب دارد و خودش می داند که با این ها چه کار کند. همین اندازه که این خانم های بی حجاب، با حجابی بد و نامناسب، می آیند و در این مجلس شرکت می کنند، غنیمت است. شما هم به ایشان احترام بگذارید...

کار همه ساله ی این خانواده این بود که با رسیدن عیدِ نوروز و تعطیلات 13ـ14 روزه اش، بار سفر را می بستند و راهی سواحل زیبای مازندران می شدند و در آن جا حسابی خوش می گذراندند.
آن سال هم بارندگی شدیدی در بیش تر جاهای ایران، از جمله تهران و مازندران، اتفاق افتاد و سفر این خانواده را به تأخیر انداخت، یک وقت به خودشان آمدند که تنها سه روز از تعطیلات باقی مانده و این مقدار، برای سفر به مازندران کافی نبود! چه کنیم و چه نکنیم، پس از شور و مشورت خانوادگی، به این نتیجه رسیدند که:
ـ مشهد هم برای تفریح، جای بدی نیست چون جاهای تفریحی و دیدنی و ییلاقیِ زیادی دارد، امسال را به جای مازندران، بزنیم و بریم مشهد!

وارد مشهد که می شوند، به تنها جایی که پا نمی گذارند حرم امام رضا (ع) است ولی از همه ی جاهای دیدنی و تفریحی و توریستی مشهد و حومه اش، بازدید می کنند. در آخرین روز اقامتشان، هنگامی که به طور اتفاقی از جلوی مسجد گوهرشاد عبور می کنند رو به گنبد امام رضا (ع)، دستی تکان داده، بای بایی(!) کرده و «مرسی ای» گفته(!) و راه هتل محلِّ اقامتشان را در پیش می گیرند!

شب که می شود، خانمِ خانواده در عالمِ خواب می بیند در فضایی معنوی و روحانی، در گوشه ای مؤدّبانه ای ایستاده و آقا امام رضا (ع) با عظمت و اُبُهت و معنویتی وصف ناپذیر، از جانب قبله تشریف می آورند. وقتی آن حضرت (ع) به نزدیکی این خانم می رسد، خانم خودش را جمع و جور می کند و ضمن عرض سلامی مؤدبانه، در برابر آقا تعظیم می کند. حضرت رضا (ع) نیز توجّهی به وی نموده و می فرماید:

ـ اگر دعای «یا مَن تُحَلُّ» را از حفظ بخوانی این کتاب سبزی را که در دست دارم به تو هدیه می دهم.
زن که عمراً اهل این گونه برنامه ها نبوده، عرض می کند:

ـ آقاجون! من که این دعا رو بلد نیستم، یعنی اصلاً اهل دعا نیستم!
اما آقا دستور می دهد که:
ـ بخوان!
و او بی اختیار، دعا را از اول تا آخر از حفظ می خواند! آقا امام رضا (ع) هم آن کتاب سبز را به وی هدیه می کند.
زن از شدّت شوق و هیجان، فریادی کشیده و از خواب می پرد! شوهرش هم وحشت زده از جا می جهد و با نگرانی می پرسد:
ـ ها!... چی شده؟... کابوس دیدی؟!
ـ کابوس؟ نه! کابوس کجا بوده؟! خواب شیرینی دیدم که از صدسال بیداری، ارزشمندتره!
ـ خُب اگه خواب شیرین دیدی پس واسه چی جیغ زدی؟!
و زن ماجرای رؤیای شیرینش را اشک ریزان برای شوهرش تعریف می کند. شوهر هم بی اختیار اشک می ریزد و...

وقتی به تهران برمی گردند، خانم بی حجاب، یک راست می آید منزل ما و از همسرم می پرسد:
ـ آیا دعایی به نام دعای «یا مَن تُحَلُّ» وجود داره؟
ـ البته که وجود داره! تویِ مفاتیحه.
ـ میشه لطف کنی ببینی همین جوریه که من می خونم؟
و همسرم که اصلاً گمان نمی کرد آن خانم حتی یک خط دعا از حفظ باشد، وقتی می بیند که وی دعا را از اول تا آخر، بدون غلط و بی کم و کاست می خواند بُهتَش می برد!...
و از آن روز به بعد، آن زن و دخترانش هم به حجابِ اکمل یعنی چادر مشکی رو می آورند.

پانزدهم 12 1394 17:17
(0) نظر
برچسب ها :
صفحه نخست پست الکترونیک وبلاگ تبیان
نوشته های پیشین
هفته سوم اردیبهشت 1395 هفته دوم اردیبهشت 1395 هفته اول اردیبهشت 1395 هفته چهارم فروردین 1395 هفته سوم فروردین 1395 هفته دوم فروردین 1395 هفته اول فروردین 1395 هفته چهارم اسفند 1394 هفته سوم اسفند 1394 هفته دوم اسفند 1394 هفته اول اسفند 1394 هفته چهارم بهمن 1394 هفته سوم بهمن 1394 هفته دوم بهمن 1394 هفته اول بهمن 1394 هفته چهارم دی 1394 هفته سوم دی 1394 هفته دوم دی 1394 هفته اول دی 1394 هفته سوم اردیبهشت 1394 هفته دوم فروردین 1394 هفته اول اسفند 1393 هفته اول دی 1393 هفته دوم آبان 1393 هفته چهارم مرداد 1393 هفته اول خرداد 1393 هفته چهارم آبان 1391 هفته اول آبان 1391
موضوعات
مقالات (25) تربیت فرزند از دیدگاه امام علی(ع) (16) اندیشه استاد (9) درباره استاد شهید مرتضی مطهری (9) عمومی (6) حجاب در منظر شهید مطهری (6) کتابهای استاد (5) متن ادبی (4) اخلاق، عرفان و تربیت (4) استاد شهید از نگاه دیگران (4) سخنرانی های استاد (1) تصاویر (1) ویژه نامه دیدار یار (1) اصول اعتقادات (1) حقوق زن و نظام خانواده (1) گفتگو (1) انديشه استاد (0) تصاوير (0) دست نوشته ها شهيد مطهري (0) دست نوشته ها شهید مطهری (0) بدون موضوع (99)
صفحه ها
دیدار جمعی از معلمان با رهبر انقلاب با مذاکراتی که زیر شبح تهدید باشد موافق نیستم هنگام مرگ آل‌سعود است یمنی‌ها به سلاح ما احتیاج ندارند صوت بیانات دیدار معلمان و فرهنگیان با رهبر انقلاب خاطرات رهبر انقلاب با شهید فرزانه استاد مطهری مرور سریع بیانات در دیدار با معلمان اینفوگرافیک | عالم جاودان
فیدها
هم سنگران
نداي قلم جشنواره حكمت مطهر موزه آثار شهيد مطهري پايگاه جامع شهيد مطهري نسيم مطهر مطهر انديشه ويژه نامه استاد شهيد مرتضي مطهري آلبوم عكسهاي شهيد آيت الله دكتر مرتضي مطهري كتابخانه اينترنتي تبيان (شهيد مطهري) بينش مطهر نسيم مطهر مطهر نيوز پايگاه شهيد مرتضي مطهري خانواده مطهر كتاب مسئله حجاب انديشوران تفسير حكمت ياداشت هاي يك معلم مطهرون شغل انبيا شهيد مطهري و بيداري اسلامي
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 89332
تعداد نوشته ها : 183
تعداد نظرات : 1
X