انديشه مطهر
میزان استفاده از آموزش الکترونیکی در نظام آموزشی

همان طور که از نام یادگیری الکترونیکی و یا E-Learning برمی آید، این نوع آموزش، سیستمی مدل سازی شده است که برای آموزش افراد از ابزارهای الکترونیکی و شبکه مانند اینترنت استفاده می کند، که به نوعی آموزش از راه دور نیز نامگذاری می شود.

رویکار آمدن آموزش الکترونیکی در جهت رفع محدودیت های آموزش سنتی است که با به کارگیری مجموعه ای از دانش ها و مهارت ها و همچنین ابزارها و امکانات سعی در بهبود آموزش و پاسخگویی به نیازهای کاربران دارد. این نوع آموزش برای افرادی که دارای محدودیت زمانی هستند و نمی توانند در یک زمان خاص در یک محل خاص حضور یابند بسیار مناسب است.

نقاط مثبتی کهدر آموزش الکترونیکی وجود دارد سبب شده تا تعدادی از دانشگاه ها و موسسات آن را ارایه دهند، البته باید توجه داشت که ارایه یک آموزش به تنهایی موثر نخواهد بود و نمی توان آن را راهی برای رسیدن به اهداف دانست بلکه این هدف زمانی محقق میشود تا با نگرشی درست و مطابق با استانداردهای علمی، در جهت موفقیت نظام آموزشی قدم برداشت.

بیست و هفتم 2 1395 17:49
(0) نظر
برچسب ها :
امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه شهید مطهری
امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه شهید مطهری

یگانه چیزی که در هیچ زمانی ممکن نیست، به طور کلی جلو آن را گرفت، امربه معروف است. اگر کسی بخواهد از خود گذشتگی کند و خود را در خدمت به خلق خدا قرار دهد، بخواهد خودش خوب باشد و به مردم خوبی کند،‌ هیچ قدرتی نمی‌تواند ....

یگانهچیزی که در هیچ زمانی ممکن نیست، به طور کلی جلو آن را گرفت، امر به معروفاست. اگر کسی بخواهد از خود گذشتگی کند و خود را در خدمت به خلق خدا قرار دهد، بخواهد خودش خوب باشد و به مردم خوبی کند،‌ هیچ قدرتی نمی‌تواند جلو خوبی خود او و یا خوبی کردن او را بگیرد.

شرایط امر به معروف چیست؟
امربه معروف شرایطی دارد. اولین شرطش حسن نیت و اخلاص است، ما فقط در مورد منکراتی که علنی است و به آنها تهاجر می‌شود، حق تعرض داریم.
دیگر حق تجسس و مداخله در اموری که مربوط به زندگی خصوصی مردم است، نداریم. مطلب دیگری که آن خیلی مهم است،‌ این است که ما در اجرای امر به معروف و نهی از منکر، منطق را دخالت نمی‌دهیم. در صورتی که هر کار منطقی مخصوص به خود دارد، که کلید آن کار است. باید دید که چه طرز عملی مردم را نسبت به فلان کار نیک تشویق می‌کند،‌ و مردم را از فلان عمل زشت بازمی‌دارد، اساس امر بهمعروف و نهی از منکر از نیکوکاری است.
یگانه چیزی که در هیچ زمانی ممکننیست، به طور کلی جلو آن را گرفت، امر به معروف است. اگر کسی بخواهد از خود گذشتگی کند و خود را در خدمت به خلق خدا قرار دهد، بخواهد خودش خوب باشد و به مردم خوبی کند،‌ هیچ قدرتی نمی‌تواند جلو خوبی خود او و یا خوبی کردن او را بگیرد.

برگرفته از : کتاب ده گفتار

بیست و ششم 2 1395 0:13
(0) نظر
برچسب ها :
اخلاق جنسی

درباره ریشه اخلاق جنسى زن از قبیل حیا و عفاف،و ازآن جمله است تمایل به ستر و پوشش خود از مرد.در اینجا نظریاتى ابراز شده است. دقیق‏ترین آنها این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیرى است که خود زن بایک نوع الهام براى گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت‏خود در برابر مرد به کار برده‏است.زن،با هوش فطرى و با یک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظجسمى نمى‏تواند با مرد برابرى کند و اگر بخواهد در میدان زندگى با مرد پنجه نرم کنداز عهده زور بازوى مرد بر نمى‏آید،و از طرف دیگر نقطه ضعف مرد را در همان نیازى‏یافته است که خلقت در وجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهرمعشوقیت و مطلوبیت قرار داده است.در طبیعت،جنس نر گیرنده و دنبال کننده آفریده شده است.به قول ویل دورانت:

«آداب جفت جویى عبارت است از حمله براى تصرف در مردان،و عقب نشینى براى‏دلبرى و فریبندگى در زنان...مرد طبعا جنگى و حیوان شکارى است،عملش مثبت‏و تهاجمى است.زن براى مرد همچون جایزه‏اى است که باید آن را برباید.»

وقتى که زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابرخود دانست همان طور که متوسل به زیور و خودآرایى و تجمل شد که از آن راه قلب‏مرد را تصاحب کند، متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نیز شد.دانست که‏نباید خود را رایگان کند بلکه بایست آتش عشق و طلب او را تیزتر کند و در نتیجه‏مقام و موقع خود را بالا برد.

ویل دورانت مى‏گوید:

«حیا امر غریزى نیست‏بلکه اکتسابى است.زنان دریافتند که دست و دل بازى مایه‏طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند.»

بیست و دوم 2 1395 23:19
(0) نظر
برچسب ها :
پوشش در اسلام

اسلام خوشبختانه یک طرز تفکر و جهان بینى روشن دارد،نظرش درباره انسان‏ و جهان و لذت روشن است و به خوبى مى‏توان فهمید که آیا چنین اندیشه‏اى درجهان بینى اسلام وجود دارد یا نه؟

ما منکر نیستیم که رهبانیت و ترک لذت در نقاطى از جهان وجود داشته است وشاید بتوان پوشش زن را در جاهایى که چنین فکرى حکومت مى‏کرده است از ثمرات‏آن دانست،ولى اسلام که پوشش را تعیین کرد نه در هیچ جا به چنین علتى استنادجسته است و نه چنین فلسفه‏اى با روح اسلام و با سایر دستورهاى آن قابل تطبیق ‏است.

اصولا اسلام با فکر ریاضت و رهبانیت‏ سخت مبارزه کرده است و این مطلب رامستشرقین اروپایى هم قبول دارند.اسلام به نظافت تشویق کرده،به جاى اینکه شپش‏را مروارید خدا بشناسد گفته است:النظافة من الایمان.پیغمبر اکرم شخصى را دیددر حالى که موهایش ژولیده و جامه‏هایش چرکین بود و بدحال مى‏نمود.فرمود:«من‏الدین المتعة‏» (2) یعنى تمتع و بهره بردن از نعمتهاى خدا جزو دین است.و هم آن حضرت‏فرمود:«بئس العبد القاذورة‏» (3) یعنى بدترین بنده شخص چرکین و کثیف است.

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:«ان الله جمیل یحب الجمال‏» (4)خداوند زیباست و زیبایى رادوست مى‏دارد.امام صادق فرمود:«خداوند زیباست و دوست مى‏دارد که بنده‏اى‏خود را بیاراید و زیبا نماید و بر عکس فقر را و تظاهر به فقر را دشمن مى‏دارد.اگرخداوند نعمتى به شما عنایت کرد باید اثر آن نعمت در زندگى شما نمایان گردد.»به آن‏حضرت گفتند چگونه اثر نعمت‏خدا نمایان گردد؟فرمود:«به اینکه جامه شخص نظیف باشد،بوى خوش استعمال کند، خانه خود را با گچ سفید کند،بیرون خانه راجاروب کند،حتى پیش از غروب چراغها را روشن کند که بر وسعت رزق‏مى‏افزاید.» (5)

بیست و دوم 2 1395 23:15
(0) نظر
برچسب ها :
ریاضت و رهبانیت

ارتباط مساله پوشش با فلسفه ریاضت و رهبانیت از این جهت است که چون زن‏بزرگترین موضوع خوشى و کامرانى بشر است،اگر زن و مرد معاشر و محشور بایکدیگر باشند،خواه ناخواه دنبال لذتجویى و کامیابى مى‏روند.پیروان فلسفه‏رهبانیت و ترک لذت براى اینکه محیط را کاملا با زهد و ریاضت‏سازگار کنند بین زن‏و مرد حریم قائل شده پوشش را وضع کرده‏اند،کما اینکه با چیزهاى دیگرى هم که‏نظیر زن محرک لذت و بهجت‏بوده است مبارزه کرده‏اند.پدید آمدن پوشش طبق این‏نظریه،دنباله و نتیجه پلید دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است.

ایده ریاضت و ترک دنیا همان طورى که در موضوع مال فلسفه فقر طلبى و پشت‏پا زدن به همه وسائل مادى را به وجود آورده است،در مورد زن فلسفه تجرد طلبى ومخالفت‏با جمال را ایجاد کرده است.بلند نگه داشتن مو که در میان سیکها،هندوها وبعضى دراویش معمول است نیز از مظاهر مخالفت‏با جمال و مبارزه با شهوت و ازثمرات فلسفه طرد لذت و میل به ریاضت است.مى‏گویند کوتاه کردن و ستردن مو،سبب فزونى رغبت جنسى مى‏گردد و بلند کردن آن موجب تقلیل و کاهش آن است.

در اینجا بد نیست قسمتى از گفته برتراند راسل را در این موضوع بیاوریم.وى درکتاب زناشویى و اخلاق صفحه 30 مى‏گوید:

«بخصوص در قرون اول مسیحیت این طرز فکر سن پل(بولس مقدس)از طرف‏کلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده بیشمارى راه‏بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند،شیطانى که هر آن ذهن آنان را ازتخیلات شهوانى مملو مى‏ساخت. کلیسا ضمنا با استحمام به مبارزه پرداخت زیراخطوط بدن،انسان را به طرف گناه مى‏راند. کلیسا چرک بدن را تحسین کرده رایحه‏بوى بدن صورت تقدس را به خود گرفت زیرا باز به نظر سن پل نظافت‏بدن وآرایش آن با نظافت روح منافات دارد.شپش مروارید خدا شناخته شد...»

اینجا این پرسش پیش مى‏آید که اساسا علت تمایل بشر به ریاضت و رهبانیت‏چیست؟بشر طبعا باید کامجو و لذت‏طلب باشد.پرهیز از لذت و محروم کردن خودباید دلیلى داشته باشد.

چنانکه مى‏دانیم رهبانیت و دشمنى با لذت جریانى بوده که در بسیارى از نقاطجهان وجود داشته است.از جمله مراکز آن در مشرق زمین هندوستان و درمغرب زمین یونان بوده است. نحله‏«کلبى‏»که یکى از نحله‏هاى فلسفى است و دریونان رواج داشته است طرفدار فقر و مخالف لذت مادى بوده است. (1) یکى از علل پدید آمدن این گونه افکار و عقاید،تمایل بشر براى وصول به حقیقت‏است.این تمایل در بعضى افراد فوق العاده شدید است و اگر با این عقیده ضمیمه گرددکه کشف حقیقت از براى روح آنگاه حاصل مى‏شود که بدن و تمایلات بدنى وجسمانى مقهور گردد،قهرا منجر به ریاضت و رهبانیت مى‏گردد.به عبارت دیگر،این اندیشه که وصول به حق جز از راه فنا و نیستى و مخالفت‏با هواى نفس میسر نیست،علت اصلى پدید آمدن ریاضت و رهبانیت است.

علت دیگر پدیده ریاضت آمیخته بودن لذات مادى به پاره‏اى از رنجهاى معنوى‏است.بشر دیده است که همواره در کنار لذتهاى مادى یک عده رنجهاى روحى وجوددارد.مثلا دیده است که هر چند داشتن ثروت موجب یک سلسله خوشیها وکامرانیهاست اما هزاران ناراحتیها و اضطرابها و تحمل ذلتها در تحصیل و در نگهدارى‏آن وجود دارد.بشر دیده است که آزادى و استغناء و علو طبع خود را به واسطه این‏لذات مادى از دست مى‏دهد;از این رو از همه آن لذات چشم پوشیده،تجرد و استغناءرا پیشه خود ساخته است.

شاید در ریاضت هندى،عامل اول و در فقر طلبى کلبى یونانى عامل دوم بیشترمؤثر بوده است.

علل دیگرى نیز براى پدید آمدن ریاضت و گریز از لذت ذکر کرده‏اند.از آن جمله‏اینکه محرومیت و شکست در موفقیتهاى مادى مخصوصا شکست در عشق سبب‏توجه به ریاضت مى‏گردد.روح بشر پس از این نوع شکستها انتقام خود را از لذتهاى‏مادى بدین صورت مى‏گیرد که آنها را پلید مى‏شناسد و فلسفه‏اى براى پلیدى آنهامى‏سازد.

افراط در خوشگذرانى و کامجویى عامل دیگر توجه به ریاضت است.ظرفیت‏جسمانى انسان براى لذت محدود است.افراط در کامجویى و لذات جسمانى وتحمیل بیش از اندازه رفیت‏بر بدن موجب عکس العمل شدید روحى مخصوصا درسنین پیرى مى‏گردد.خستگى، سرخوردگى به وجود مى‏آورد.

تاثیر این دو علت را نباید انکار کرد ولى مسلما اینها علت منحصر نمى‏باشند. تاثیر این دو لت‏بدین نحو است که پس از شکستها و عدم موفقیتها و یا خستگیها وفرسودگیها اندیشه وصول به حقیقت در روح بیدار مى‏گردد.توجه به مادیات وغرق شدن در اندیشه‏هاى مادى، خود مانعى است‏براى اینکه انسان درباره ازلیت وابدیت و حقیقت جاودانى بیندیشد و در این جهت فکر و تلاش کند که از کجا آمده‏ام ودر کجا هستم و به کجا مى‏روم؟اما همینکه به واسطه شکست و یا خستگى حالت گریزو بى‏رغبتى نسبت‏به مادیت در روح پدید آمد،اندیشه در مطلقات بلا مزاحم مانده‏جان مى‏گیرد.این دو عامل همیشه به کمک عامل اول سبب توجه به ریاضت مى‏شود. و البته بعضى از افرادى که به سوى ریاضت کشیده مى‏شوند تحت تاثیر این دو عامل‏مى‏باشند نه همه آنها.

بیست و دوم 2 1395 23:12
(0) نظر
برچسب ها :
علل پیدا شدن حجاب

علت و فلسفه پیدا شدن حجاب چیست؟چطور شد که در میان همه یا بعضى ملل‏باستانى پدید آمد؟اسلام که دینى است که در همه دستورهاى خویش فلسفه ومنظورى دارد چرا و روى چه مصلحتى حجاب را تایید و یا تاسیس کرد؟

مخالفان حجاب سعى کرده‏اند جریانات ظالمانه‏اى را به عنوان علت پیدا شدن‏حجاب ذکر کنند،و در این جهت میان حجاب اسلامى و غیر اسلامى فرق نمى‏گذارند،چنین وانمود مى‏کنند که حجاب اسلامى نیز از همین جریانات ظالمانه سرچشمه‏مى‏گیرد.

در باب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونى ابراز شده است و غالبا این‏علتها براى ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است.ما مجموع آنها را ذکرمى‏کنیم.نظریاتى که به دست آورده‏ایم بعضى فلسفى و بعضى اجتماعى و بعضى‏اخلاقى و بعضى اقتصادى و بعضى روانى است که ذیلا ذکر مى‏شود:

1.میل به ریاضت و رهبانیت(ریشه فلسفى)

2.عدم امنیت و عدالت اجتماعى(ریشه اجتماعى)

3.پدر شاهى و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروى وى در جهت منافع اقتصادى‏مرد(ریشه اقتصادى)

4.حسادت و خودخواهى مرد(ریشه اخلاقى)

5.عادت زنانگى زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزى کم دارد،به‏علاوه مقررات خشنى که در زمینه پلیدى او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع‏شده است(ریشه روانى)

علل نامبرده یا به هیچ وجه تاثیرى در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان‏نداشته است و بى‏جهت آنها را به نام علت‏حجاب ذکر کرده‏اند و یا فرضا در پدید آمدن‏بعضى از سیستمهاى غیر اسلامى تاثیر داشته است در حجاب اسلامى تاثیر نداشته‏است‏یعنى حکمت و فلسفه‏اى که در اسلام سبب تشریع حجاب شده،نبوده است.

همان طور که ملاحظه مى‏شود مخالفان حجاب گاهى آن را زاییده یک طرز تفکرفلسفى خاص درباره جهان و لذات جهان معرفى مى‏کنند و گاهى ریشه سیاسى واجتماعى براى آن ذکر مى‏کنند و گاهى آن را معلول علل اقتصادى مى‏دانند و گاهى‏جنبه‏هاى خاص اخلاقى یا روانى را در پدید آمدن آن دخالت مى‏دهند.

ما هر یک از این علل را ذکر و سپس انتقاد مى‏کنیم و ثابت مى‏کنیم که اسلام درفلسفه اجتماعى خود به هیچ یک از این جهات نظر نداشته است و هیچ یک از آنها بامبانى مسلم و شناخته شده اسلام وفق نمى‏دهد و در خاتمه به یک علت اساسى اشاره‏مى‏کنیم که از نظر ما موجه‏ترین آنها به شمار مى‏رود.

بیست و دوم 2 1395 23:12
(0) نظر
برچسب ها :
معلّم! تو را می‌ستایم...
پاییز، بهار علم است و مهر، اردیبهشت دانش.
مدرسه، مزرعه پرورش است و دانش‌آموز، نهال آموزش.
امّا «معلّم»، آفتاب دانش، باران پرورش و باغبان آموزش است.
دَرِ کلاس که باز می‌شود، تو گویی خورشید طلوع کرده است.
چشمان مُشتاق هر دانش‌آموز پنجره‌ای است گشوده به سمت خورشید تا از آن نور تنفس کند.
قلب دانش‌آموز مزرعه‌ای حاصلخیز و آماده است تا بذر دانش بر آن پاشیده شود.
امّا مـعلّـم، «باغچه‌بان» باوفایی است که در پرورش نهالستان اندیشه، «یک خط در میان» عمل نمی‌کند، بلکه همچون «نسیم سحر»، «بوی جوی مولیان» در کوچه‌ پس‌کوچه‌های میز و صندلی می‌پراکند.
بر دیوار کلاس تخته‌ای «سیاه» همچون خزانه نصب است، ولی دستان معلم «سپید» است؛ همچون دستان زخمی «دهقان فداکار». تو گویی این دهقان، همه، ایثار شده است تا تمام فداکاری‏اش را از ذهن عاشقش به سرانگشتان مهرش منتقل نماید و بدین‏سان، نقشه رهایی از جهالت را در این خزانه ترسیم کند.
رنج متمادی این باغبان، کج‌راهه‌هایی است که بر سجده‌گاهش در قامت چین و چروک ظاهر شده.
و چه زیبا می‌گفت که او «سال‌هاست گل‌هایش را از بیم خزان، به بهارهای در راه سپرده است، باغبانی که هر صبح، با لبخندی بی پایان، بهار را به باغش دعوت می‌کند».
زنگ کلاس، اذان دانش است و تابلوی آن محراب قبله‌ علم؛ و دانش‌آموز، مأموم امامی است که معلمش نامند.
دفتر مشق دانش‌آموز، صحیفه نوری است که با قلمش، خط سیر این نور را ترسیم می‌کند.
اما، این امضای معلم است که در انتهای هر صفحه آن دفتر مشق، به آن اعتبار و ارزش می‌بخشد.
بیست و دوم 2 1395 21:32
(0) نظر
برچسب ها :
نهج البلاغه و اندیشه‏ های کلامی

 

 

در نهج البلاغه در عین اینکه خداوند متعال با اوصاف کمالیه توصیف شده‏ است، هر گونه صفت " مقارن " و زائد بر ذات نفی شده است. از طرف‏ دیگر، همچنانکه می‏ دانیم اشاعره طرفدار صفات زائد بر ذاتند و معتزله هر گونه صفت را نفی می‏ کنند.

الاشعری بازدیاد قائله و قال بالنیابه المعتزله

همین امر سبب شده که بعضی بپندارند آنچه در نهج البلاغه در این زمینه‏ آمده است در عصرهای متأخرتر ساخته شده و تحت تأثیر افکار معتزلی بوده‏ است، و حال آنکه اگر فردی اندیشه شناس باشد می ‏فهمد در نهج البلاغه که‏ صفت نفی می‏ شود، صفت محدود نفی می‏ شود و صفت نامحدود برای ذات‏ نامحدود مستلزم عینیت ذات با صفات است نه انکار صفات آنچنانکه‏ معتزله پنداشته ‏اند، و اگر معتزله به چنین اندیشه‏ ای رسیده بودند هرگز نفی‏ صفات نکرده و قائل به " نیابت " ذات از صفات نمی‏ شدند.

 

هجدهم 2 1395 22:11
(0) نظر
برچسب ها :
سیری در نهج البلاغه

 

کوشش این کتاب همچنان که از نامش پیداست سیری در دنیای پر از زیبایی و شگفتی نهج البلاغه است.استاد مطهری کتاب شیرین نهج البلاغه را از نظر موضوعی به هفت بخش تقسیم نموده و توضیحاتی پیرامون آن داده است.در مقدمه ی این کتاب نیز از نحوه ی آشنایی خود با نهج البلاغه و دنیای پر راز و رمز آن سخن گفته و همچنین از استاد خود یادی نموده اند.عناوین زیر از جمله ی مطالب این کتاب است:

  • تاثیر و نفوذ نهج البلاغه و مسئله ی حکومت.
  • اعترافات تلخ اهل بیت (علیهم السلام) و خلافت.
  • انس و لذت زهد و عشق و پرستش.
  • گناه زدایی، خودیابی و خدا یابی.
  • آشنایی با منطق علی (علیه السلام) در نهج البلاغه.
  • وابستگی ها و آزادگی ها.
  • درجات عبادت ها و تلقی نهج البلاغه از عبادت.
  • عدل از جود بالاتر است.

بطور کلی استاد مطهری درباره سلوک و عبادت، حکومت و عدالت، اهل بیت و خلافت، مواعظ و حکمت ، دنیا و دنیا پرستی و الهیات و ماوراء و الطبیعه از دیدگاه نهج البلاغه سخنی گفته هر چند ایشان بیان می کند که دین سیری نا تمام به گردشی کوچک در دنیای نهج البلاغه است.

هجدهم 2 1395 18:23
(0) نظر
برچسب ها :
صفحه نخست پست الکترونیک وبلاگ تبیان
نوشته های پیشین
هفته سوم اردیبهشت 1395 هفته دوم اردیبهشت 1395 هفته اول اردیبهشت 1395 هفته چهارم فروردین 1395 هفته سوم فروردین 1395 هفته دوم فروردین 1395 هفته اول فروردین 1395 هفته چهارم اسفند 1394 هفته سوم اسفند 1394 هفته دوم اسفند 1394 هفته اول اسفند 1394 هفته چهارم بهمن 1394 هفته سوم بهمن 1394 هفته دوم بهمن 1394 هفته اول بهمن 1394 هفته چهارم دی 1394 هفته سوم دی 1394 هفته دوم دی 1394 هفته اول دی 1394 هفته سوم اردیبهشت 1394 هفته دوم فروردین 1394 هفته اول اسفند 1393 هفته اول دی 1393 هفته دوم آبان 1393 هفته چهارم مرداد 1393 هفته اول خرداد 1393 هفته چهارم آبان 1391 هفته اول آبان 1391
موضوعات
مقالات (25) تربیت فرزند از دیدگاه امام علی(ع) (16) اندیشه استاد (9) درباره استاد شهید مرتضی مطهری (9) عمومی (6) حجاب در منظر شهید مطهری (6) کتابهای استاد (5) متن ادبی (4) اخلاق، عرفان و تربیت (4) استاد شهید از نگاه دیگران (4) سخنرانی های استاد (1) تصاویر (1) ویژه نامه دیدار یار (1) اصول اعتقادات (1) حقوق زن و نظام خانواده (1) گفتگو (1) انديشه استاد (0) تصاوير (0) دست نوشته ها شهيد مطهري (0) دست نوشته ها شهید مطهری (0) بدون موضوع (99)
صفحه ها
دیدار جمعی از معلمان با رهبر انقلاب با مذاکراتی که زیر شبح تهدید باشد موافق نیستم هنگام مرگ آل‌سعود است یمنی‌ها به سلاح ما احتیاج ندارند صوت بیانات دیدار معلمان و فرهنگیان با رهبر انقلاب خاطرات رهبر انقلاب با شهید فرزانه استاد مطهری مرور سریع بیانات در دیدار با معلمان اینفوگرافیک | عالم جاودان
فیدها
هم سنگران
نداي قلم جشنواره حكمت مطهر موزه آثار شهيد مطهري پايگاه جامع شهيد مطهري نسيم مطهر مطهر انديشه ويژه نامه استاد شهيد مرتضي مطهري آلبوم عكسهاي شهيد آيت الله دكتر مرتضي مطهري كتابخانه اينترنتي تبيان (شهيد مطهري) بينش مطهر نسيم مطهر مطهر نيوز پايگاه شهيد مرتضي مطهري خانواده مطهر كتاب مسئله حجاب انديشوران تفسير حكمت ياداشت هاي يك معلم مطهرون شغل انبيا شهيد مطهري و بيداري اسلامي
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 77344
تعداد نوشته ها : 183
تعداد نظرات : 1
X